شما اینجا هستید
اجتماعی » خلافت امام حسن (ع)

احسن نیوز:

روزنامه اعتماد در ادامه نوشت: «بزرگ‌ترین نوه رسول‌الله محسوب می‌شد و چنان‌ که در روایات آمده است از حیث قد و قامت و نیز خلق‌وخو و منش بسیار به پدربزرگش شبیه بود. از این ‌رو خیلی‌ها خلافت او را بهترین و درست‌ترین تصمیم برای آینده مسلمانان می‌دیدند و بسیاری دیگر هم که شیفته و دلباخته‌اش نبودند، از گزینه ممکن و احتمالی دیگر، یعنی افتادن حکومت به دست معاویه پسر ابوسفیان نگرانی و هراس داشتند. گروهی از یاران پدرش اصرار داشتند زمان بیعت، در کنار دو شرط عمل به قرآن و پیروی از سنت پیامبر (ص) شرط سومی هم گنجانده شود و آن «قتال با کسانی که حلال خدا را حرام اعلام کرده‌اند» یعنی معاویه و هوادارانش بود. اما امام (ع) همان‌جا استدلال کرد که این شرط سوم در دو شرط نخست وجود دارد و ضرورتی برای پافشاری بر آن نیست.

سیدحسین محمد جعفری در کتاب تشیع در مسیر تاریخ می‌نویسد: «حوادث بعدی نشان می‌دهد که شاید حسن (ع) از همان ابتدا کاملا از تردید و عدم قاطعیت مردم عراق در مرحله آزمایش بیمناک بوده است و از این‌ رو می‌خواسته از تعهد به انجام هرگونه عمل افراطی که منجر به بدبختی کامل مردم شود، خودداری کند.» می‌دانست که معاویه استفاده از هر ابزاری را برای رسیدن به پیروزی مجاز می‌داند اما خودش از هر آن چه خلاف آموزه‌های دینی و شرافت و مروت بود پرهیز داشت. نه به کسی وعده امارت و مقام داد و نه برای کسی سهم و امتیاز ویژه تعیین کرد. به قول علامه شهیدی: «او سوداگری نبود که بر سر کالایی با خریدار گفت‌وگو کند و چون بازار کالای خود را گرم ببیند بهای آن را بالا ببرد.»

همین رویه‌اش هم بود که عده‌ای از بزرگان آن روز جامعه و سران قبایل متحد را، که همگی از حکومت انتظارات و توقعاتی داشتند، سست و مردد کرد. از جنگ و خونریزی متنفر بود و جز به وقت ضرورت به آن تن نمی‌داد. مردِ گرفتن بهترین تصمیم، در بدترین شرایط بود و هیچ وعده و تهدیدی در جهان وجود نداشت که او را از انجام درست‌ترین کار بازدارد. نامه‌ای به معاویه نوشت: «پیگیری از راه باطل را فروگذار و مثل دیگران با من بیعت کن! می‌دانی که من در کار خلافت از تو شایسته‌ترم. از خدا بترس و دست از طغیان بکش و خون مسلمانان را نریز که به خدا قسم برای این خون‌ها در پیشگاه عدل الهی مسئول خواهی بود!» اما چنان‌که انتظار می‌رفت معاویه به دستور خلیفه مشروع تمکین نکرد و با این ادعا که «من هم در حکومت تجربه بیشتری دارم، هم سیاست را بهتر می‌شناسم و هم سنم از تو بیشتر است» و بر این اساس، حکومت حق من است جنگی را که با امیرالمومنین علی (ع) آغاز کرده بود با شدت بیشتری پی گرفت. او از هر ابزاری که به دستش می‌رسید، بهره برد و خودش را به هیچ خط قرمزی محدود نکرد. عده‌ای را با وعده امارت به سمت خود کشید، عده‌ای دیگر را با رشوه به متحد خودش تبدیل کرد و آنهایی را هم که ضعیف‌تر بودند به زور و تهدید مطیع کرد.

فرجام نهایی این رویارویی را همه می‌دانیم. امام (ع) که یاران و متحدانش حوالی مداین پراکنده یا متزلزل شده بودند به چند شرط از خلافت کنار کشید و معاویه هم که تصمیم به پایبندی به هیچ‌ کدام از قول‌هایش را نداشت با همه این شرایط موافقت کرد. با کناره‌گیری امام حسن(ع) سلسله خلفای راشدین به انتها رسید و حکومت موروثی بنی‌امیه – که در واقع نوعی سلطنت عربی بود – جای آن را گرفت.»

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پایگاه خبری احسن نیوز | خبری | تحلیلی| تبیینی| مطالبه گری